ترجمه درس دوم عربي يازدهم ( رياضي و تجربي )

درباره ترجمه درس دوم عربي يازدهم

ترجمه درس دوم عربي يازدهم رشته ي رياضي و تجربي در اين پست جهت دانلود دانش اموزان سال يازدهم آماده شده است . جزوه ترجمه درس دوم عربي يازدهم شامل ترجمه متن درس دوم عربي يازدهم مي باشد . جهت دريافت قواعد درس دوم عربي يازدهم و جزوه جامع عربي يازدهم تجربي و رياضي به پست هاي مربوطه در بخش جزوه هاي كنكوري عربي مراجعه كنيد . در اين پست ترجمه هم بصورت متن در اين پست قرار گرفته و هم ميتوانيد بصورت فايل در انتهاي پست درسنامه معني و ترجمه درس دوم عربي يازدهم را دانلود كنيد .

درباره ترجمه درس دوم عربي يازدهم

ترجمه درس دوم عربي يازدهم رشته ي رياضي و تجربي در اين پست جهت دانلود دانش اموزان سال يازدهم آماده شده است . جزوه ترجمه درس دوم عربي يازدهم شامل ترجمه متن درس دوم عربي يازدهم مي باشد . جهت دريافت قواعد درس دوم عربي يازدهم و جزوه جامع عربي يازدهم تجربي و رياضي به پست هاي مربوطه در بخش جزوه هاي كنكوري عربي مراجعه كنيد . در اين پست ترجمه هم بصورت متن در اين پست قرار گرفته و هم ميتوانيد بصورت فايل در انتهاي پست درسنامه معني و ترجمه درس دوم عربي يازدهم را دانلود كنيد .

ترجمه درس دوم عربي يازدهم

در اين بخش ترجمه ي درس دوم عربي سال يازدهم در رشته هاي رياضي و تجربي اضافه گرديده است و فايل دانلودي نيز در بخش انتهاي مطلب قرار دارد .

في الحضة الأولى كان الطلاب يستمعون إلى كلام مُدرّس الكيمياء. 

در زنگ اول دانش آموزان به سخن معلم شيمي گوش مي كردند.

 و كان بينهم طالب مُشاغب قليل الأدب، يضرّ الطلاب بسلوكه. 

و در ميان آنها دانش آموزي اخلالگر و بي ادب بود كه با رفتارش به دانش آموزان آسيب مي رساند.

 يلتفت تارة إلى الوراء و يتكلم مع الذي خلفه و تارة يهمس إلى الذي يجلس جنبة حين يكتُب المُعلَمُ على السبّورة. 

يك بار رويش را به عقب بر ميگرداند و با كسي كه پشت سرش بود، صحبت مي كرد و يك بار وقتي كه معلم روي تخته مي نوشت، با كسي كه كنارش بود، پچ پچ مي كرد. 

و في الحصة الثانية كان الطالب يسأل مُعلّم علم الأحياء تعنّتاً. 

و در زنگ دوم همين دانش آموز به قصد مچگيري از معلم زيست شناسي سؤال مي كرد.

 و في الحصة الثالثة كان يتكلم مع زميل مثله و يضحك. 

و در زنگ سوم، با هم كلاسي مانند خودش صحبت مي كرد و ميخنديد. 

فنصحهٔ المعلم و قال: من لا يستمع الي الدرس جيداً يزسب في الامتحان. ولكن الطالب استمر علي سلوكه. 

معلم، او را نصيحت كرد و گفت: هركس به درس خوب گوش فرا ندهد، در امتحان مردود مي شود؛ ولي آن دانش آموز رفتارش را ادامه داد. 

فكر مهران حول هذه المُشكلة، فذهب إلى مُعلّم الأدب الفارسي و شرح له القضية و قال: 

مهران دربارهٔ اين مشكل فكر كرد و نزد معلّم ادبيات فارسي رفت و موضوع را برايش شرح داد و گفت:

أجب أن أكتُب إنشاء تحت عُنوان «في محضر المُعلّم»؛ فوافق المُعلّم على طلبه، وَ قال له: 

دوست دارم انشايي تحت عنوان ( در محضر معلم ) بنويسم؛ معلم با درخواستش موافقت كرد وبه او گفت 

إن تطالع كتاب «مُنية المُريد» لزين الدين العاملي «الشهيد الثاني» يُساعدك على كتابة إنشائك:

 اگر كتاب «منية المريد» زين الدين عاملي «شهيد ثاني» را مطالعه كني تو را در نوشتن انشايت كمك مي كند.

ثم كتب مهران انشاءهٔ و آعطاهٔ لمّعلمه. فقال المعلم لهٔ: 

سپس مهران انشايش را نوشت و به معلمش داد. معلم به او گفت: 

إن تقرأ إنشاءك أمام الطلاب فسوف يتنبّة زميلك المُشاغب.

اگر انشايت را مقابل دانش آموزان بخواني هم شاگردي اخلالگرت آگاه خواهد شد.

و هذا قشم من نص إنشائه.

و اين بخشي از متن انشاي اوست

 

... ألف عدّة من العلماء كتباً في مجالات التربية و التعليم، يرتبط بعضها بالمُعلَم، وَ الأخرى بالمُتعلّم: وَ للطالب في محضر المُعلّم آداب، من يلتزم بها ينجح، أهمّها: 

... شماري از دانشمندان در زمينه هاي آموزش و پرورش كتابهايي نوشته اند كه برخي از آنها به معلم ربط دارد و برخي ديگر به يادگيرنده، دانش آموز در محضر معلم آدابي دارد، هركس پايبند آن باشد موفق مي شود؛ مهمترين آنها عبارت است از:

 ۱. آن لا يعصي آوامر المعلم. اينكه از دستورهاي معلم سرپيچي نكند.

 ۲. آلاجتناب عن كلام فيه إساءة للأدب. دوري كردن از سخني كه در آن بي ادبي است.

 ۳. آن لايهرب من آداء الواجبات المدرسية. اينكه از انجام تكاليف مدرسه نگريزد. 

4. عدم النوم في الصف، عندما يُدرس المُعلَمُ. نخوابيدن در كلاس، وقتي كه معلّم درس مي دهد. 

۵. ان لايتكلم مع غيره من الطلاب عندما يادرس المعلم. اينكه وقتي معلم درس مي دهد، با دانش آموزان ديگر صحبت نكند .

 ۹. آن لا يقطع كلامهٔ، و لا يسبقهٔ بالكلام، و يصبر حتي يفرغ من الكلام. اينكه سخن او را قطع نكند و در سخن، از او پيشي نگيرد و صبر كند تا سخن او تمام شود.

V. الجلوس أمامة بأدب، و الاستماع إليه بدقة و عدم الالتفات إلى الوراء إلا لضرورة. نشستن مقابل او با ادب و گوش فرا دادن به او به دقت و برنگشتن به عقب جز به ضرورت.

 لمّا سمع الطالب المُشاغب إنشاء مهران، خجل و تدم على سلوكه في الصف.

 وقتي كه ان دانش اموز اخلالگر انشاي مهران را شنيد، شرمنده شد و از رفتارش در كلاس پشيمان شد.

 

قال الشاعر المصري أحمد شوقي عن المُعلم:

شاعر مصري احمد شوقي دربارهٔ معلم گفته است:

 قم للمُعلّم وفه التبجيلا        كاد المُعلم آن يكون رسولا 

براي معلم برخيز و احترامش را كامل به جا بياور. نزديك است كه معلم پيامبر باشد. 

أعلمت أشرف أو أجل من الذي        يبني وَ يُنشئ أنفساً وَ عُقولا

 آيا شناخته اي (سراغ داري) شريف تر و باشكوه تر از معلمي كه جان ها و خردها را ميسازد و پديد مي آورد؟

 

 

منبع:ترجمه درس دوم عربي يازدهم ( رياضي و تجربي )

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.